اسكندر بيگ تركمان

160

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بعد از رفتن او بگيلان مير جعفر ساوجى كه وزير جوهه سلطان بود بنابر اقتدار جوهه سلطان وزير ديوان و ايام وزارتش چندان امتدادى نيافت او نيز به جهت منازعات امراء بقتل آمد . احمد بيك نور كمال كه از اكابر نور كماليه اصفهان است بوزارت ديوان اعلى سربلندى يافته شش سال من حيث الاستقلال وزير بود بعد از او باز قاضى جهان كه از مظفر سلطان بيه پس انواع تشويشات در راه اين دولت كشيده بود و خلاصى يافته به خدمت اشرف رسيد بنا بر وفور قابليت و استعداد [ 118 ] و شفقت خاصى كه آن حضرت را با او بود بشراكت مير عنايت اللّه بعضى امور نالايق كه پسنديده طبع اشرف نبود خصوصا به عشق و عاشقى پسر باسليق بيك كه از زمرهء پيشخدمتان محفل اعلى و منظور نظر شاهانه بود متهم گشته مغضوب گرديد و او را با مظفر سلطان مذكور كه مخالفت و ياغيگرى او با اين دولت در تحت قضاياى گيلان تحرير يافته در قفس آهنين از ميان دو منارهء مسجد حسن پادشاه واقع در صاحب آباد تبريز آويخته سوختند و يكى از ظرفا اين تاريخ واقعه گفته : قطعه خواجه عنايت كه همى زد مدام * لاف خردمندى و فكر دقيق بد عملى كرد ز منصب فتاد * گفتمش اى با غم و محنت رفيق از غم عشق كه و تاريخ چيست * گفت ز عشق پسر با سليق بعد از واقعه او قاضى جهان بالانفراد وزير مستقل گشته پانزده سال در كمال عظمت و اقتدار وزارت باستقلال كرد در اواخر منصب چون حضرت شاه اراده داشتند كه بدقايق امور بنفس نفيس باز رسند در مهمات ديوانى كه هميشه براى او عمل ميفرمودند و آنچه بعرض ميرسانيدند بانجاح مقرون ميگشت در آن اوقات دفع الوقت كرده تأخير در انجام عرض كردهاى او واقع ميشد جناب قاضى از اوضاع و اطوار بيميلى تفرس كرده كبرسن و شيخوخيت را بهانه ساخته از منصب استعفا نموده و در آن الحاح كرده حضرت شاه رضاجوى گشته او را از امر وزارت معاف داشتند و در تاريخ ستين و تسعمائة بجوار رحمت يزدانى پيوست در تاريخ فوت او گفته : فرد بكاهى چو آحاد قاضى جهان * بيابى ز تاريخ مرگش نشان آنچه از اوصاف حميدهء آن جناب در السنه و اقواه معلوم گشته فى الواقع در اين دولت عظمى وزيرى كه جامع اسباب قابليت و استعداد و فضايل و كمالات باشد مثل او نديده رفعت شأن و بزرگى او از حيز بيان بيرون است با وجود اعتلاى شأن و عظمت و اجلال با خلايق در مقام تواضع و فروتنى بوده در حسن سلوك و آداب تواضع فرو گذاشتى نميكرد و در مباحثاتى كه ميانهء علماء از هر علم واقع ميشد دخلهاى موجه كرده قولش را فحول علما معتبر ميدانستند و در انشاء و سلاست عبارات نوشتجات او مسلم الثبوت راقمان صحايف انشاء و ارباب سياق و حساب بود و در حسن خط درجهء كمال داشته بعد از او منصب وزارت به چهار نفر از ارباب قلم تفويض يافت . خواجه غياث الدين على مشهور بغياث گهر و ممدوح شريف تبريزى كه محاسب خوب و بعضى اوقات مستوفى ممالك نيز بود .